این بار

مدت زیادی توی اینترنت دنبال یه برنامه تکست خوب میگشتم برای موبایل اندرویدم که راحت بشه توش تایپ، ویرایش و ذخیره کرد.
فکر میکردم مطالب زیادی هست که باید بنویسمشون و ممکنه درلحظه نیاز کاغذ گیر نیارم و از ذهنم برن...
حالا بیشتر از دوماهه که یه خوبشو دارم، دریغ از یک خط نوشته!
فقط صبح اون شبی که دانلودش کردم به دردم خورد...
یه حجم سنگینی از کلمات توی خوابم رو باید تا فراموشم نمیشد جایی مینوشتم،چه چیزی دم دست تر از گوشی،وقتی از خواب بیدار میشی؟!
 -----------------------------------------------------------------------------------------------
من دلیل موذی بازی هامو میگم، ینی نقشه هامو لو میدم!
شاید بچگانه به نظر بیاد ولی از کلک زدن و احساس پیروزی بدم میاد، از اینکه از صداقت دیگران سواستفاده کنم و لبخند بزنم انگار که همه چی طبیعیه...
اگه تو فکر میکنی مسخرس، برام مهم نیس!
هربار که بدجنسی کنم حتما میگم،اصلا فکر کن برام لذت بخشه نیشخند ولی سرزنشم نکن، چون این روشه درسته برای من!
 ------------------------------------------------------------------------------------------------

احساس سردرگمی تمام وجودمو فراگرفته...
یه قدم پس و یه قدم پیش میذارم...
نمیشه بگم شک دارم،شاید بهتره بگم اطمینان ندارم!
دیروز دیدمش،چقدر دردناکه روبه رو شدن با چنین آدمی...
وقتی توی چشمام نگاه میکنه، وقتی جملشو تموم نمیکنه یا توی اسمسای گوشیم دنبال چیزی میگرده...
منم خیلی محکم بهش میگم مطمئنم که چیزی جز بچه بازی نبوده!
أه!
چرا من انقدر مزخرف و بی احساسم؟
درکش میکنم ولی نمیخوام به روی خودم یا اون بیارم، سوزناک کردن داستان اصلا به نفعش نیست.

/ 0 نظر / 22 بازدید