درهم برهم

نه اینکه به اینجا بی توجه باشم، نه!

یکم درگیرم!

کلی مطلب تو نت مبایلم نوشتم که یه روزی فرصت بشه بذارم بخونید...

این وبلاگ همدم روزای تنهایی منه...

روزایی که خندیدم و شباش خون گریه کردم...

روزایی که هنوز تو این دنیا خودم بودم، خود واقعیم، برای خودم، با اسم خودم...

-----------------------------------------------------------------------------------------------

دیشب خواب می‌دیدم دست عشقمو گرفتم داریم زیر بارون می‌دویم، این چرندیات کجای ذهنمه نمی‌دونم...

نمی‌دونم چرا وسواس دارم واسه کلمه های خاص نیم فاصله بزنم.

دلیل هیچ کدوم از کارامو حالا نمی‌دونم!

شدم یه ؟ بزرگ...

هوا داره بهتر می‌شه، دلم می‌خواست وقت داشتم یه جاهایی می‌رفتم.

----------------------------------------------------------------------------------------------

دیدی بعضی آدما خیلی بدموقع پیداشون میشه؟

یا وقتی خیلی خوشحالی میان گند می‌زنن تو حالت، یا وقتی خیلی ناراحتی میان که بیشتر داغونت کنن یا...

می‌دونی بعضی وقتا آدم دوست داره اصرارش کنن، دوست داره بفهمه واسه طرف چقدر مهمه، ینی این مهم بودنه لذت بخشه، ولی بعضی وقتا از اینکه برای کسی مهم باشی بیزاری!!!

ازینکه اصرارت کنن حالت بهم می‌خوره...

نمی‌فهمم چرا بعضیا انقدر پاپیچن!

شاید برای قضاوت هنوز زوده!

/ 1 نظر / 5 بازدید
چت روم

جالب بود به منم سر بزن www.hadci.com